اطلاعیه حزب ذمکرات احواز
به دنبال خیزش قهرمانانه برادران کورد در شهر مهاباد کردستان ایران در اعتراض به شهادت فریناز خسروانی یک دختر کرد 28ساله بر اثر تعرض ناموسی توسط یک مأمور اطلاعاتی رژیم طهران ،عارف کعبی دبیر کل حرب ذمکرات احواز
، به روح شاد این دختر عفیف کورد درود فرستاد و عمیقترین تسلیتها را به ملت مبارز کورد به شکل خاص و ملتهای تحت ستم رژیم ایران بشکل عام ابراز کرد
وی از مردم کورد به‌خاطر بهار کرد وبه خیابان آمدن مردم کورد غیور درود فرستاد و از عموم مردم احواز خواست به حمایت از برادران کورد ما حمایت کنند

دفتر سیاسی حزب دمکرات احواز
18اردیبهشت 1394

“جنگ اب جنگی اجتناب ناپذیر در اینده ای نچندان دور” کابوس بی ابی در پر ابترین مناطق ایران بحثی جنجالی و عجیب است که ذهن عده ی زیادی را به خود مشغول کرده است. این منطقه احواز است که با وجود منابع سرشار از اب وبا وجود رودهایی چون کارون و کرخه و …حال کمبود اب باعث پریشان حالی مردم این منطقه شده است. دراین منطقه رژیم با سیاست از پیش تعیین شده وسناریوی اماده به صورت کاملا اگاهانه مشغول خشک کردن منابع ابی این منطقه به خصوص کارون میباشد که به صورت مشهود وچشمگیری پیش میرود و با ادامه ی این رویه این رود که جزو شریان حیاتی زندگی مردم این منطقه میباشد خشک خواهد شد وهر کسی میداند که از زمان پیدایش انسانها تا به امروز سرچشمه های ابی تنهاا سبب به وجود امدن تمدن های دیرینه بشری بوده است. تنها سهم مردم این منطقه از این منابع عظیم خدادادی، اب اشامیدنی میباشد که به اقرار مقامات دولتی قابل شرب نبوده والوده می باشد چنانکه در سایت دولتی و رسمی ایران ” خوزنا” چنین به این مسئله اشاره شده است: “یک کارشناس آلمانی که به دعوت سازمان آب خوزستان برای ارزیابی و سنجش کیفیت آب اهواز به این استان سفر کرده بود ، مصرف آب شرب اهواز را نه فقط برای ساکنان این شهر بلکه برای احشام هم زیانبار و خطرناک اعلام کرد. این کارشناس آلمانی به مدیران کلانشهر اهواز توصیه کرد که انصاف داشته باشید و آب مصرفی این شهر را به احشام هم ندهید چون مصرف گوشت حیواناتی که از این آب نوشیده اند برای انسان زیان بار است و ممکن است خطراتی را در دپی داشته باشد.” و در جایی دیگر در همین سایت چنین میخوانیم: “دکتر کامران باقری لنکرانی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی که در روز دانشجو به دانشگاه جندی ‌شاپور اهواز آمده بود ، بعد از اصرار تعدادی از دانشجویان این دانشگاه مبنی برخوردن مقداری از آب اهواز و اظهار نظر خود در خصوص کیفیت آن، از خوردن آب امتناع کرد . وی با پذیرفتن کیفیت نامطلوب آب اهواز ، تنها به این نکته اکتفا می کند که گزارش نامطلوب بودن آب اهوار را داده ایم .” این اخبار ممکن است قدیمی باشد اما این داستان تا اکنون نیز ادامه داشته و ادامه خواهد داشت و کسی خود را مسئول مشکلات مردم این منطقه نمیداند. حالا از این مطلب بگذریم این مطالب تنها ماسکهایی هستند که مسائل مهمی را در پشت خود پنهان نموده اند که همانا بازی سیاستمداران پشت پرده است که فقط مربوط به آب نبوده و باز میگردد به جنگی دیرینه بین حکومت و اقوام که نکته مهم همینجاست. این قصه سر دراز دارد و بازگو کردن تمامی دردها و رنجها و مشکلات مردم این منطقه که تمامی بدبختیهایشان بازمیگردد به زبان و قومیت آنها که هدیه ای خدادای میباشد زمان میطلبد و ان شاءالله به صورت گام به گام این مسئله را شکافته و به هدف اصلی رژیم از این کارهایش نزدیک خواهیم شد. منا جامعی

ايران :  اوضاع داخلي و تدخلات منطقه اى آن

1811- 2012

سحنراني جابر  احمد  عضو فعال جامعه مدني عربهاي اهوازي در دانشكاه  هلسنكي – فنلند

عناوين اين بحث :                                       

موقعيت جغرافيائي  وتنوع ملی ومذهبی

تحول ايران از يك  كشور سنی مذهب  به يك كشور شيعی مذهب

مهمترينعوامل  تاثير گذ ار بر  اندیشه های سیاسی در ایران:

مراحل  بيشرفت اندیشه های سیاسی در ایران

اولين اصلاحات 1918- 1908

1908 – 1921  مشروطيت

رضا شاه 1921 – 1941 اعتلاء وسقوط

ظهور پروژه دولت – ملت

تحول ايران  از يك كشور چند مليتی  به كشوری تك مليتی .

سقوط رزيم رضاشاه

سقوط رزيم شاه و برقراري جمهوري اسلامي ايران .

ايران  ومدخلات  منطقه اي

موقعيت جغرافيائي  وتنوع ملی ومذهبی

ايران در طول تاريخ  گذشته خود   بمثابه يك امبراطوري  بزرگ   واقع  برجادة ارتباطي  ابريشم ميان چين واسياي مركزي از يك طرف و شبه جزيرة عرب ازطرف ديكر همواره موقعيت بسيار مهم و استراتيجيك داشته است  ، وامروزه  داري اهميت  استراتژيك بیشتری مى باشد زيرا كه ازيك طرف برخليج  در جنوب  و ازطرف ديكر  بر درياي خزر  درشمال  مسلط است .

ايران در طول جنك سرد نقش مهمي در جلوكيري از توسعه كمونيسم  ومانعى در راه دستيابى  كومونيستها به ابهاي كرم خليج  ايفا كرده است .

ايران را  به علت كستردكى مساحت آن و تنوع  زيست  محيطى و جغرافيائي  و قومي ” فارس ، ترك آذربايجانى ،عرب ،  كرد ،  بلوج ، تركمن ”   می توان بمثابة يك قاره در يك كشور  به حساب آورد که تا قرن  گذشته   از لحاظ  پيشرفت اقتصادي  واجتماعي  در رديف كشورهاي  عقب افتاده محسوب مي شد .

ايران در اوائل قرن بيستم   درزمان قاجارية  يك دولت  غير مركزي بوده و به  ” ممالك محروسة ايران” معروف بوده است   ، ودر چنين سيستم دولتي  ساكنان اطراف  كه از مليتهاى مختلف  تشكيل مى شوند  بدون مداخلة دولت مركزي  نقش مهمي در اداره امور داخلي خود ايفا مى نمودند  و اين وضعيت تا ظهور رضاه  خان  بهلوي  سال  (1921) درايران  ادامه داشت  .

ايران در حال حاضر  داري  33 استان  ومساحت ان بالغ  1.648159 كيلومتر مربع و طبق آخرين  سر شمار سال2011 بالغ  جمعیت آن بالغ بر75 مليون بر آورد شده است . قسمت اعظم زمينهاى ايران صحرايي مى باشد و ميزان بارندكي ساليانه در مناطق محصور ميان اين كوههای البرز در نیمه شمالی و کوههای زاگرس در نیمه جنوبی می باشد و بارندگی در مناطق صحرایی در طول سال خيلي كم است ، وميتوان كفت  كه ايران  بيشترین همسايگان را از ساير كشورهاى همجوار خود را دارد و اين كشورها همانند ایران داراي فرهنكها و مذاهب مختلفي هستند / كشور ايران  از شمال وشمال شرق  با افغانستان و تركمنستان و از شمال غرب وغرب  با كشورهاي اذربايجان وتركيا و عراق  واز شرق  با پاكستان و افغانستان از جنوب  باكشورهاي حوضه خليج  ودرياي عرب همجوار است   همجنين ايران داري مرزهاي آبي مشترك  با كشورهاي همجون  كويت  امارات عربي  بحرين و قطر وعراق و پادشاهي عربستان سعودي ميباشد .ايران  دومين كشوراز نظر ذخائر نفتي  بعد از عربستان سعودي  است .

تحول از مذهب  تسنن  به تشيع در ايران :

ايران  از بدو  فتوحات اسلامي  در بهار  632 ميلادي تا ظهور  سلسله صفوية  به رهبري شاه  اسماعيل صفوي در سال  1501 م  وتحول آن به مذهب  تشيع  يك كشور سني مذهب بوده   ودر زمينة گسترش  اسلام  وغني ساختن  علوم انساني   نقش مهمي ايفاء كرده است ,  حتى معروفترين شعراي ايران  همچون حافظ شيرازي و سعدي شيرازي  تابع مذهب اهل تسنن  بوده اند.   مذهب رسمي دولت  ايران  شيعة و طبق قانون اساسي تا ابد غير قابل تغيير است .

مهمترين عوامل تأثير گذار بر افكار و ايده هاي سياسي در ايران :

  افكار و ايده ها  و جريانهاى سياسي در ايران در دوره هاى مختلف  تاريخي در مناسبات اجتماعي  ، اقتصادي ، فرهنكي  وانتقال جامعه ايران به سوي سر مايه داري  تحت تأثير  سه عامل مهم قرار گرفتند :

1 – پيشرفت جوامع اروپایی، به ویژه جنبش اندیشه سیاسی و فلسفی در اروپا .

2 – تحولات اجتماعی و اصلاح طلب  درون  جامعة امپراتوری عثمانی بويزه دردوران سلطنت سلطان سليم سوم    .

  3 – تحولات  سياسي  و ايدلوجي در روسیه تزاری، به ویژه پس از سرنگونی رژیم تزاری.

دوران  بيشرفت اندیشه های سیاسی در ایران:

    اكر بخواهيم  بطور  مختصر رشد  اندیشه سیاسی در ایران را  برسي نمائيم  خواهيم ديد كه در  دوران    تكامل خود  نيز سه مرحله  را طي كرده است كه بشرح زیر است:

مرحله  اول :  كه سال  1811   تا  زمان  انقلاب مشروطيت   1906 و1908اين مرحلة همگام با فرستادن اولين  هيئت دانشجويان  به خارج از كشور وخصوصا  كشورها اروبائي .

مرحله دوم :   از انقلاب  مشروطة    تا  بركناري رضا شاه از سلطنت    يعني از سال  1907  تا سال  1941

مرحله سوم   : كه به نام  مرحلة ” روشنفكران اصلاح گر  ” معروف بود بعد از رسيدن  محمد رضا شاه  به سلطنت   تا سقوط  وی  يعني  از سال  1941  تا سال  1979 ادامه داشت .

  واينك ما  بطور خلاصه  سعي خواهيم كرد  رويدادهاي  حاصله  در اين سه مرحلة  را مورد بحث و گفتگو قرار دهيم .

  مرحلة  اول :  كه  از سال  1811  شروع  نموده و تا  زمان  انقلاب مشروطيت   وتا 1908   ادامه يافته  تعريف هويت ايران   بعنوان   يك كشور  چندملیتی  با سيستم حکومتی فدرال سنتي بوده  و  با نام  ” ممالك محروسه ايران  “معروف بوده است .

قوميتهاي ايران در اين مرحله  از نوعي  خود مختاري  برخوردار بودند  ورابطه انها  با حكومت مركزي   بر اساس  حكومتهاى خود مختار و قانون انجمنهاى ايالتي و ولايتي استوار بود.  اين  نوع سيستم حكومتي  در قانون اساسي صادره 1908  گنجانده شده بود.

  در اين  مرحله ایران شاهد  برقراري روابط و بهبودي مناسبات با كشورهاي  غربي  بخصوص در زمينه  نهادهاي  اموزشي    و  تلاش برای پيشرفت  اينده  كشور در زمينه هاى مختلف علمى و صنعتى و فرهنكى  بوده است .

همگام با آن ايران  شاهد  ولادت  قشرهاي جديد جامعه  از جمله قشر روشنفكران بوده ،  وفعاليتهاي اين قشر  تأثيرات عميق خود را بر تحولات  جامعه  از جمله  انقلاب مشروطيت 1908  وتدوين اولين  قانون اساسي مدرن در ايران بوده است .

جهان  بيني قشرهاي  روشنفكر جديد جامعه  كه دراي تحصيلات    نوين بودند  با جهان بيني   روشنفكران  سابق درباري  تفاوت اساسي داشت  زيرا كه انان  مخالف نظریه حق الهي  بادشاهان و استبداد مطلق  حاكيت و نقض حقوق  شهروندان بودند   واز اصول   ليبراليسم ، ناسيوناليسم  وحتى سوسياليسم  دفاع مي كردند  و پادشاه را به عنوان ظل الله في الارض نمي دانستند و چر بسیاری مواضع سرسختانه مدافع ازادي  وبرابري    بودند   .

اضافه بر آن  نه  فقط  تعداد   زيادي  واژه های  غربي و مدرن  در ان دوره  مانند ( فئودال ، پارلمان ، سيوسيال ، دمكرات ، اريستوكرات – ليبرال ، بورژوا) و غیره را وارد  فرهنک سياسي  معاصر  كردند  بلكه بربسياري واژه هاي قديم  معاني جديد ترزيق  كردند براي مثال  معني استبداد از “سلطنت ” به ” سلطنت مطلقه ” ، ملت از ”  جماعت مذهبي ”  به  “ملت غير مذهبي ”  و واژه مردم از معناي عاري از هر  مفهوم  ضمني سياسي   بمعناي دموكراتيك و ميهن برستان تغير يافت .

أين مفاهيم راديكال قشر جديد تحصيل كرده همراه باعقايد شيعي ضد دولتي طبقه  متوسط سنتي به پيروزي آتي انقلاب مشروطه در سالهاي  1905 – 1908  ياري رساند .

منبع : يرواند ابراهاميان ،  ايران ميان دو انقلاب ،  ص ، 47

اين مرحله نيز شاهد دو حركت نو سازي بوده است  اولين حركت نوسازي توسط   پسرسوم فتح عليشاه پادشاه قاجار  ” عباس ميرزا ” انجام شد    که به طوری که در اجراد اصلاحات دوره خود ازاصلاحات معاصر درامبراطوري عثماني  سلطان سليم سوم تأسي كرد  ونظام جديد عثماني را به سبك خويش در اذربايجان پياده كرد .

از مهمترين دستاوردهاي وي ايجاد كارخانه توپ سازي  ويك كارخانه توليد تفنگ و دار الترجمه براي كسب راهنمائي نظامي ومهندسي درتبريز بنا نهاد ونخستين ميسونهاي دائمي ايران درخارج  در باريس ولندن داير كرد .براي تامين اتيه اين تاسيسات ، نخستين كروه دانشجوئي ايراني را باوروبا اعزام كرد انان ملزم به تحصبل دروس عملي  جون علوم نظامي ، مهندسي ،  اسلحة سازي ، طب ، نقشه برداري  ، وزبانهاي جديد بودند  .منبع سابق ، ص ،  48

دومين حركت نو سازي را ميرزامحمد تقي فراهاني مشهور بامير كبير ، از مهمترين دستاوردهاي او اصدار روزنامه رسمي كشور بنام روزنامه وقائع اتفاقية  انتشار داد  ومهمتر از همه نخستين مدرسه غير مذهبي كشور ، دار الفنون را تاسيس كرد . دار الفنون براي محصلان خود  كه اغلب فرزندان اشراف واعيان  بودند  كلاسهاي  زبانهاي خارجي  ، علوم سياسي  ، مهندسي ، كشاورزي ، طب ، دامبزشكي ، علوم نظامي وموسيقي كروهي ترتيب داد  منبع سابق ص 49 . امير  كبير در سال 1851  معزول وبعد از مدتي كشته شد .

ازمهمترين تحولات اين مرحله كوشش دولت  براي ايجاد اصلاحات  عميق دردرون جامعه از جمله  سعي  براي جدائي دين ازدولت ومحدود  ومنحصر ساختن  فعاليت روحانيون  بمسائل ديني ازينجت در ان وقت زندانها داير شد وتجارت برده داري  و مجازتهاس سنتي  ازجمله  سنكسار وقطع دست وباي مجرمان را ممنوع اعلام كرد دار الفنون  را توسعه و جهل نفر  از فارغ التحصيلان دار الفنون  را بفرنسا فرستاد دو روزنامه نيز يكي درباره مسائل نظامي وديكري علمي  اجازه نشر داد ،  يك دار الترجمه ويك جابخانه داير ساخت ودر مدت كوتاه بيش از 160 كتاب  منتشر شد از جمله اين كتابها  ترجمه اثار كلاسيك اروبا  مهمترين انها   روبنسون كروزا تاليف دانيل ديفو  نمايش نامه مولير زندكي نامه نابليون  تاريخ مختصر رم ، اتن، ، فرنسه ، روسيه  ، المان و …  بوده است . ابراهيميان  منبع سابق

و بطور خلاصه ميتوان كفت  انقلاب مشروطيت  دوچهره  مشخص وواضح داشته يكي  چهره ملی  و دیگری دمكراتيك بودن اين انقلاب بوده است ومنظور ما از ملي ودمكراتيك  وايراني بودن آن  بمعني    فارسي  بودن آن  نيست  زیرا که جريانهای  ملي غير فارس  ازجمله  تركهاي آذربایجانی ،  كرد ها .  ارامنه و  بختياري ها و حتى اعراب  به رهبري شيخ خزعل  حاكم خود مختار  منطقه عربستان ايران در اين انقلاب شركت داشتند . ولي متاسفانه   جريانهاي   افراطي ملي پان ایرانیستی و  عناصر شوفينسم  فارس گرا نقش اين مليتها را ناديده گرفته  واين انقلاب را به خود  بدون مشاركت ديگران نسبت مي دهند .

   متأسفانه  انقلاب مشروطه ايران  وبه علت  عوامل داخلي  از جمله كمبود تجربه  سياسي ونقش  مستقيم  ومداخله  روحانيت در  امور سياسي  وهمچنين  مداخله  خارجي و كشمكش ميان  روسيه  از يك طرف وكشورهاي غربي از طرف ديكر  و عوامل دیگری به شكست انجامید.

ايران ازميان اولين كشورهاى  خاورميانه  كه انقلاب  ملي و دمكراتيك  خود را براه انداخته و اولين كشوري بود  كه قانون  اساسي  به شيوه  قوانين كشورهاي غربي   تدوين نموده   ولي متأسفانه با گذشت بيش از صد سال هنوز  مسائلي  همچون  ايجاد مرز ميان سياست و دين  ،  مساله دمكراسي  ، پولوراليسم سياسي    ازادي بيان وعقيدة  ، مسالة  مليتهاي  ايران  تا كنون بدون حل باقي  مانده است.

مرحله دوم بر امدن  رضا شاه تا سقوط وي 1921 – 1941

اين مرحله از سخترين  مراحل  تاريخ نوين ايران   مي باشد   شدت مداخله  نيروهاي خارجي ضعف  نيروي سياسي داخلي  باعث بر امدن  رضا شاه  بود  در اين  مرحله   دستاوردهاي   انقلاب مشروطيت  از جمله  قانون اساسي  لغو شد و مرحله اى از استبداد نوين  آغاز شد  ، اين  استبداد  با  تجديد نظر  در تعريف هويت  ايران   به عنوان  يك كشور كثير المله  به يك كشور  تك مليتي ،تك فرهنكي و تك زباني  شروع شد  .

بلان دولت –  ملت  كه درآن دولت  يك دولت ديكتاتورى   متكي بر ارتش و  ملت  ، ملت   قوم گرا   كه ايده هاي خود  را بر مبناى   نظريه   شووينستي  نژاد  آريائي  بنا نمود است  .

ظهور  پروژه دولت – ملت

بطور خلاصه  مي توان  گفت  كه  پروژه  دولت ملت در ابتدا  با تأسيس طبقه  يا قشر حاكم  ، دولت خودرا  تاسيس ميكند   وسپس تحت بهانه هاي  مختلف  دست به ايجاد ملت سازي و تاريخ سازي و فرهنك سازى براي اين دولت جدید مى زند .

جنبه هاي مثبت  پروژه دولت – ملت جدید، بر چيدن  سيستم اداری سنتى  و ايجاد  سيستم  اداری مدرن  به سبك كشورهاي اروبائي ، لغو مباني   تعريف ملت  بر اساس  ملت مذهبي  ، معرفي  سيستمهاي  جديد اجتماعي  در تمام  زمينه هاي  اجتماعي  وفرهنكي   از جمله  لغو  نقش مدارس مذهبي  و ايجاد  سيستم  اموزشي جديد و ساير اصلاحات ديگر  بوده است .

  اما جنبه هاي  منفي پروژه دولت – ملت  مداخله ارتش در سياست  ، روش حكومت ديكتاتوري ، لغو احزاب  ، اعمال سلطه همه جانبه دولت بر  پارلمان    واز همه  بدتر  لغو  تنوع قومي  وفرهنگي درايران   واعمال  انواع فشارها  بر مليت هاي ساكن ايران  وتغيیر بافت جمعيتي آنان  وغيره .

تحول ايران  از يك كشور جند مليتي  به كشور تك مليتي .

يكي از  جوانب منفي  سياست رضا شاه  بعد از رسيد بقدرت در سال 1921   لغو  ساختار هويت  چند مليتي   وچند  فرهنگي  كشور ايران   وتبديل   ان  به يك ملت  واحد با زبان و فرهنك وتاريخ واحد   .

دكتر محمود افشار يكي از روشنفكران ان  مرحله   كه ميتوان  نام انرا مهندس برقراري  ستم ملي در ايران  نان نهاد او  درباره وحدت ملي ايران  مي گوید” مقصود ما از وحدت ملی ایران وحدت سیاسی، اخلاقی و اجتماعی مردمی است كه در حدود امروز مملكت ایران اقامت دارند. این بیان شامل دو مفهوم دیگر است كه عبارت از حفظ استقلال سیاسی و تمامیت ارضی ایران میباشد. اما منظور از كامل كردن وحدت ملی این است كه در تمام مملكت زبان فارسی عمومیت یابد، اختلافات محلی از حیث لباس، اخلاق و غیره محو شود، و ملوك الطوایفی كاملا از میان برود، كرد و لر و قشقائی و عرب و ترك و تركمن و غیره باهم فرقی نداشته، هریك بلباسی ملبس و بزبانی متكلم نباشند… بعقیده ما تا در ایران وحدت ملی از حیث زبان، اخلاق، لباس و غیره حاصل نشود هر لحظه برای استقلال سیاسی و تمامیت ارضی ما احتمال خطر میباشد.”از نظر محمود افشار وحدت ملی ایران بر چهار ركن استوار است:

1-   یگانگی نژادی  .

2-   اشتراك مذهب

3-   زندگانی اجتماعی (كه به نظر می‌رسد مراد وی اشتراك فرهنگی باشد )

4-   و سرانجام وحدت تاریخ.

محمود افشار به خوبی می‌دانست كه در ایران از یگانگی نژادی، قومی و یا زبانی نمی‌توان سخن گفت. از این رو به اعتقاد وی معماری ملت واحد در گروی اجرای بلادرنگ برنامه فارسيزیون بود. برنامه فارسیزيونی كه محمود افشار پیگیر آن بود بر ۸ ركن استوار بود. مختصات برنامه فارسیزون ااز نظر وی چنین بود:

1-   ترویج كامل زبان و ادبیات فارسی و تاریخ ایران در تمام مملكت مخصوصا در آذربایجان و كردستان و عربستان  و بلوچستان و نواحی تركمن نشین.

2-   كشیدن راههای آهن و مربوط و متصل نمودن كلیه نقاط مملكت بیكدیگر، تا بواسطه خلطه و آمیزش زیاد میان طوایف مختلف ایرانی یگانگی كامل پیدا شود.

3-   كوچ دادن بعضی ایلات آذربایجان و  عربستان” خوزستان كنوني ”  بنقاط داخلی ایران و آوردن ایلات فارسی زبان از داخله باین ایالات و شهرنشین كردن آنها، با رعایت شرایط اختلاط و گشودن مدارس.

4-   تقسیمات جدید ایالات و ولایات و از میان بردن اسامی آذربایجان و خراسان و كرمان و عربستان و غیره.

5-   تغییر اسامی تركی و عربی كه تركتازان و غارتگران اجنبی بنواحی، دهات، كوهها و رودهای ایران داده‌اند باسامی فارسی و از میان بردن كلیه این قبیل آثار خارجی.

6-   باید استعمال السنه خارجی را بطور رسمی برای اتباع ایران در محاكم، مدارس، ادارات دولتی و قشونی منع نمود.

7-   باید بسرعت به آبادی این نقاط كوشید و وسائل زندگانی راحت و آزاد را برای مردم فراهم آورد تا وضع آنها از همسایه‌های فریبنده پست‌تر نباشد.

8-   باید در اصول اداره مملكت سیاستی را اتخاذ نموده  ، كه نه بواسطه تمركز زیاد منجر باستبداد و انزجار گردد ،  و نه بواسطه عدم تمركز زیاد موجب خودسری و هوچیگری ولایت شود. بعقیده نگارنده بهترین سیاست اداری برای ایران سیستم دكنسانتراسیون است كه بین سانترالیزاسیون (تمركز) و دسانترالیزاسیون (عدم تمركز) یا به اصطلاح معمول دیگر “لامركزیت” میباشد.”منبع – محمود افشار، آینده—سال اول— شماره ۱— تیرماه  ۱۳۰۴

اين طرح  شوونيسم  مورد حمايت كامل رضا شاه قرار كرفت  رضا شاه  بعد رسيدن  به قدرت  با پيروي  از اين طرح شوم وسيستم دولت – ملت  مرتکب قتل عام وحشتناک فرزندان ملیتهای ایران  شد و از طریق اجرای یک سری اقدامات سیاسی، از جمله: لغو نقش  ملیتها     ترجیح آریایی نژاد – فارسی –  بر ساير اقوام وبرقراري  تاریخ و زبان و فرهنگ فارسی و شیعه صفوی  و لغو  زبانهای ملی سایر قومیتهای ایران همچنين  تغییر  بافت  جمعیتی از طریق جابجایی كردن انها ، و تحمیل سیستم آموزش و پرورش به زبان فارسی  بدون در نظر گرفتن  تنوع  قومي  وفرهنگي مليتها ساكن ايران  اعم ترك وتركمن وعرب وكورد وبلوچ وغيره .  وبطور خلاصة ميتوان كفت  كه بروزه  دولت – امت   بر مباني زير استوار  بود

1-   لغو فيدراليسم  ستني موجود  در دوران قاجار

2-   ناديده كرفتن  تنوع قومي و فرهنكي

3-   ترويج تاريخ ايران باستان  و همچنين  تروج  نظريه بدنام   نژاد ” آريائي ”  وانتساب فارسها  به اين  نژاد .

4-   ترويج مذهب تشيع  بمثابه يگانه  مذهب رسمي كشور .

مرحلة  سوم  ”  دوران روشنفكران اصلاح گرا “

اين مرحله  كه به دوره روشنفكران اصلاح گرا  معروف است  از ابتداي به قدرت رسيدن  محمد رضا شاه  بعد  بركناري پدر وي رضا شاه  يعني از سال   1941  تا   سقوط  در سال  1978  ادامه داشت  .

هدف ما از بررسى  دوره روشنفكران  اصلاح گرا ابراز جنبه مثبت  اصلاحات  آن نيست بلكه  بررسى نقش اين روشنفكران در  ارگانهاي دولتي ، نفوذ آنان در حكومت مركزي ايران ، تقويت و پايدارى نظام شاهننشاهى از طريق ابزار  نرم ” راديو – تلوزيون ورسانه هاي ديكر ، نقش آنان در گسترش و نهادينه شدن ستم  طبقاتي و قومي كه تاكنون كما كان بر مليتهاي  ايراني  اعمال مى شود ، نماي  تك حزبي رژيم شاه  ، مصادره ازادي ها در ابراز عقيد وبيان   و تمجيد از سيستم سلطنتى مطلق و غيره مى باشد . اين روشنفكران در سياست توسعه  طلبانه شاه  وخريد بي رويه سلاح  وتشكيل ارتش  بزرك  وجباول ثروت ملت   و  گسترش فساد   مالى و ادارى نقش بسيار منفى را ايفا كردند .

آنها جامعه ايران را – بدون درنظر داشتن منافع  مليتهاي ايراني – بسوي  جامعه سرمايه دا ري سوق دادند وشاه خود را  شاه شاهان و اريا مهر  نام نهادند .

اصلاحات  محمد  رضا شاه در زمينه اصلاحات ارضي ، اموزشي  ، سهيم ساختن كاركران در سود كارخانجات وغيره همه به ناكامي منجر  شد و از همه  بدتر  شكاف  ميان  تهي دستدان  وثروتمندان   وسيع تر شده است وسخنان  شاه در باره  تمدن  بزرك  دروغى از آب در آمد  .

يكي از شاخصهاي عمده  رزيم محمد رضا شاه ايران  دخالت در  كشورهاي همجوار به هدف توسعه  طلبى ومداخله در امور داخلي اين كشورها بوده است .

سياست  علني شاه و پان ايرانيستهاي فارس محور،  برا اساس توسعه طلبي و زنده ساختن امبراطوري عظيم  در اذهان فارس زبانان استوار بود .  مهم ترین ویژگی گفتمان پان ايرانيستها ادامه روند  امپراتوری ايران در زمينه توسعه طلبی و حفظ مرزهای مشخص  اين دولت تك مليتى كه همواره با ترس  از  فروپاشي ان    به علت وجود مليتهاي ايراني غير فارس  و ترس  از  مداخله خارجي  همراه بوده است اين  مسائل رژيم شاه  وناسيوناليسهاي  فارس را بسوي  توسعه طلبي  سوق داده بود   بطوريكه جامعه شناس  ايراني  اقاي   رمضاني  اين ناسيوناليسم  را ” ناسيوناليسم  متجاوز ” توصيف مينمايد ”  كه باعث تمايل ان  به گرفتن  يك نقش   مسلط  در منطقه ای که در آن زندگی می کنند شده  است .”

اعراب و کشورهای همسایه.منبع ، الدكتور عبد المنعم  سعيد

سياست خارجي ايران در دوره جمهوري اسلامي :

با اينكه رزيم  شاه در 15  ماه ژانویه –  سال 1978  سرنگون شد   و  تغييراتى كلى  و عمده  در سيستم  دولتى حاصل كرديد  ليكن على رغم اینواقعیت   كفتمان ناسيوناليستي نزادبرستانه و  ايده هاى توسعه طلبی امبراطورگرايانه كه جزئي از سياست شاه در زمينه  سياست خارجي بوده  كما كان  در دوران جمهوري اسلامي با وجهه گوناگون نزد دولتمردان ايرانى باقي مانده است  .

اين گفتمان توسعه طلبانه كه درطول دوران  سلنطت بهلوي  به تاريخ  امبراطوريهاى ايرانى قبل  از اسلام تكيه ميكرد در  جمهوري اسلامي   با مفهوم  ایدئولوژی “فرا ملی”  از طريق ادعاى رهبريت جهان تشيع و نيز رهبرى امت اسلامى از مرزهای ملى ، جغرافیایی و فرهنگی   خود  فراتر رفت  و در اين 33سال  اسلام شیعه  جمهوري اسلامي از اين طريق بر اقليتهاي شيعه  در منطقه خاور ميانه فراتر  از مرز ملي تاثير بسزايي گذاشت  كه اين به نوبه خود  نوعي  ملي گرائي و توسعه طلبى از طريق ايجاد احزاب  و گروههاى مذهب گرا و افراطى در لبنان و عراق و سوريه و يمن و بحرين  و ساير كشورهاى حاشيه خليج  كه نقش نظام جمهورى اسلامى اسلامي در ايجاد تنش و چالشهاى گسترده در اين كشورها  به كرات بيشتر  از دوران شاه بوده و همچنان ادامه دارد .

بر اين اساس جمهورى اسلامى با ايجاد گروهها و احزاب شيعه تابع آن در منطقه كه با حمايت مالى و معنوى و لوجستيكي توسط سپاه قدس كه شاخه سپاه پاسداران در عمليات برون مرزى مى باشد اجرا كننده سياستهاى توسعه طلبانه جمهورى از طريق ايجاد تنش و بى ثباتى و فتنه و جنگ داخلى در كشورهاى عربى به طور خاص مى باشند .

در همين زمينه سرهنگ قاسم سلیمانى فرمانده ارشد سپاه قدس مى گويد : ” اين شور انقلابي كه مصر و ساير كشورهاى منطقه را فرا گرفته است نشانگر تولد ايران هاى جديد متحد درمنطقه براساس دشمنى با امريكا مى باشد .” و مى افزايد ” ايران هاى جديد در منطقه امروز تشكيل شده است و چه بخواهيد يا نخواهيد مصر امروز يك ايران جديد است  ” .

در همين راستا رهبر جمهورى اسلامى در در خطبه نماز جمعه در تاريخ 3 فوريه 2012 كه به زبان عربى ايراد شد اظهار داشت كه  ” موج انقلاب اسلامى ايران كه منجر به سقوط بزركترين ديكتاتورسكولار در ايران شد هم اكنون كشورهاى عربى را فرا كرفته است و انتخابات مصر و تونس و خواستهاى مردم بحرين و يمن نشان داد كه اين ملتها خواستار اسلامى بيشرفته بدون افراط و تفريط هستند “.البته ولي فقيه آنچه كه درسورية رخ مى دهد را يك توطئه جهانى عليه سورية و ايران ميداند

بايان

هلسنكي

21-11-2012

دو پناهنده اهوازی در بلژیک به دلیل عدم پذیرش درخواست آنان برای اخذ پناهندگی اعتصاب غذا کردند. حسین سنجری(۲۶ ساله) و فارق التحصیل حقوق به همراه خواهر خود، فاطمه سنجری(۲٣ ساله) که در یک کمپ (بسته) در بلژیک نگهداری می شوند، به دلیل پاسخ منفی اداره مهاجرت این کشور اقدام به اعتصاب غذا کردند.
حسین و فاطمه سنجری روز یکشنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۱۲ در گفتگو با فعالان حقوق بشری در بلژیک با اعلام سومین روز آغاز اعتصاب غذا در این کمپ خواستار دخالت سازمان های حقوق بشری در این مورد شدند. این دو ضمن تحمیل مسئولیت سلامتی خود به دولت بلژیک خواهان رسیدگی سریع به وضعیت بغرنج خود شده اند. حسین و فاطمه سنجری اعلام کرده اند که در صورت دیپورت آنان به ایران با وضعیت سخت و بسیار خطرناکی روبرو خواهند شد.
تعداد دیگری از پناهندگان اهوازی مقیم در هلند ضمن اعلام همبستگی با این دو خواهر و برادر خواستار توجه سازمان های حقوق بشری به وضعیت آنان شده اند. یوسف شریفی و هاشم مزرعه به نمایندگی از دیگر پناهدگان اهوازی مقیم در هلند اعلام کردند؛ در صورتی که به درخواست این دو پناهنده در بلژیک و درخواست خود در کشور هلند، دست به اقدام مشابهی خواهند زد.
به دنبال موج گسترده دستگیری ها در اهواز و دیگر مناطق عرب نشین و کشته شدن هفت تن از فعالان سیاسی عرب تحت شکنجه نیروهای امنیتی، تعداد زیادی از فعالان سیاسی و فعالان فرهنگی عرب به کشورهای اروپایی پناهنده شدند.
ازسال ۲۰۰۵ به این سو دهها تن از فعالان سیاسی عرب به اعدام محکوم شده و دهها تن دیگر در تظاهرات های مسالمت آمیز کشته و یا زخمی شده اند. در این میان بسیاری از پناهجویان به دلیل عدم آشنایی با قوانین پناهندگی و مهاجرت در روند تقاضای پناهندگی با مشکلات زیادی روبر و شده و در بازگشت به ایران به اعدام محکوم شده اند.
در این میان رژیم سوریه طی سال های ۲۰۰۶ تا به حال بیش از ۱۷ تن از فعالان سیاسی عرب که در آن کشور پناهنده شده بودند را به سازمان های امنیتی ایران تحویل داده است. این تعداد نیز پس تحویل به ایران به اعدام ،احاکام اعدام و یا زندان های طویل المدت محکوم شده اند

سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز گذشته با صدور بیانیه ای “ادامه سرکوب اقلیت ها” در جمهوری اسلامی ایران را محکوم کرد .
در این بیانیه با اشاره به گذشت 1000 روز از بازداشت کشیش یوسف نادرخانی آمده است که این روحانی مسیحی “تنها به دلیل اعتقادات همچنان با خطر صدور حکم اعدام علیه وی روبرو است و برای چندمین بار از مقامات ایرانی خواسته می شود فورا او را آزاد کنند.”
بیانیه وزارت خارجه می افزاید: “متاسفانه این تنها نادرخانی نیست که با درد و رنج به سر می برد، زیرا رژیم ایران همچنان به انکار و سوء استفاده از حقوق انسانی شهروندان خود بویژه اقلیت های قومی و دینی ادامه می دهد.

محکومیت اعدام های اخیر در اهواز

سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در این بیانیه تاکید کرد: “ما با ناراحتی گزارش اعدام چهار تن از اعضای جامعه عرب اهوازی در ایران را دریافت داشتیم که محکومیت آنان با کوتاه کردن روند دادرسی صادر گردید.
خانم ویکتوریا نولاند در بیانیه می افزاید: رسانه های دولتی ایران در ماه مارس 2012 اعترافات اجباری یکی از افراد اعدام شده را پخش کرد.

نگرانی از ناپدید شدن یک نویسنده

خانم نولاند سخنگوی وزارت خارجه امریکا در ادامه با ابراز نگرانی از مفقود الاثر شدن یک نویسنده ایرانی خاطر نشان کرد: “ما همچنین نگران گزارش های موثقی هستیم که از مفقودالاثر شدن نویسنده برجسته “محمد سلیمانی نیا” خبر می دهد . وی پس از آن که به اتهام نامشخصی پنج ماه را در حبس گذرانده بود، اززندان آزاد شد.
این بیاینه در پایان از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواسته است با احترام به آزادی و کرامت همه شهروندان خود و حمایت از این کرامت و آزادی، قوانین و تعهدات بین المللی را که ضامن حقوق همه ایرانیان صرف نظر از اعتقادات مذهبی و یا سیاسی آنان است، رعایت کند.

حزب دمكراتيك اهواز

کشته شدن يک فعال سياسی عرب در زندان کارون

پس از اعدام چهار فعال سياسی اهوازی در روزهای گذشته، تعداد ديگری به جمع کشته شدگان عرب افزوده شدند. به گزارش فعالان حقوق بشر از اهواز يک زندانی سياسی به نام  سعيد کروشات در زندان کارون اهواز درگذشت. آقای کروشات که يک فعال سياسی مستقل بوده از ساکنان منطقه سيد کريم(عين ۲) در غرب اهواز بوده است. کروشات حدود شش ماه پيش دستگير وبه يک بازدشتگاه در شيراز منتقل شده بود.  بعد از مدتی آقای کروشات مجددا به زندان سپيدار اهواز منتقل شده و بارها مورد بازجويی وشکنجه جسمی وروحی وروانی قرار می گيرد.

حزب دمكراتيك اهواز
واکنش بریتانیا به اعدام دست کم چهار عرب اهوازی در ایران

الستر برت

الستر برت، معاون خاورمیانه و شمال آفریقای وزارت امور خارجه بریتانیا روز سه‌شنبه با انتشار بیانیه‌ای اعدام دست کم چهار نفر از اعضای جامعه اقلیت‌های عرب ایرانی را محکوم کرد

متن بیانیه الستر برت به این شرح است:

از شنیدن این که چهار نفر از اقلیت‌های عرب اهوازی ساکن در ایران مخفیانه در زندان اعدام شده‌اند، به شدت متأثر شدم و این در حالی است که سرنوشت نفر پنجم همچنان نامعلوم است. این پنج نفر، عبدالرحمان حیدری، طاها حیدری، جمشید حیدری، منصور حیدری، و امیر معاوی به خاطر اعتراض [و شرکت در تظاهرات] به نمایندگی از جامعه اقلیت‌های عرب با اتهام «محاربه» [مواجه شده] و بیش از یک سال را در زندان سپری کرده بودند. گزارش‌ها حاکی از آن است که آن‌ها از حق دسترسی به وکیل و مترجم محروم بوده‌اند که نقض بی‌شرمانه حقوق آن‌ها [به شمار می‌رود

این افراد جدیدترین قربانیان آزار و ایذاء گسترده و متداول اقلیت‌های قومی در ایران به شمار می‌روند. من صریحاً این اعدام‌ها را محکوم می‌کنم و خواهان آن هستم که حکم اعدام نفر [پنجم] در صورتی که تاکنون اجرا نشده، نقض شود. ایران باید سریعاً گام‌هایی در جهت بهبود کارنامه خود در زمینه استفاده از مجازات اعدام بردارد و به آزار ایذاء اقلیت‌های قومی خاتمه دهد

حزب دمكراتيك اهواز
وزارت خارجه آمريکا:
اوباش لباس شخصی بشار اسد که قتل عام پست فطرتانه حوله را مرتکب شدند تربيت شده رژيم ايران و آينه بسيجی ها هستند
شبيّحه، اوباش لباس شخصی بشار اسد بسيار شبيه بسيجيهای رژيم ايران و يک چيز و يک مدل هستند و تاکتيکها و تکنيکهايی را به کار می گيرند که رژيم ايران در سرکوب مردم استفاده کرده است
سخنگوی وزارت خارجه آمريکا: در اواخر همين هفته معاون نيروی قدس سپاه پاسداران به طور علنی گفت آنها نقش آموزش و کمک به نيروهای حکومت سوريه را برعهده داشته اند
وزارت خارجه آمريکا اعلام کرد: اوباش لباس شخصی رژيم بشاراسد، ساخته و پرداخته رژيم ايران و در واقع آينه بسيجی هايی هستند که مردم ايران را سرکوب می کنند.

ويکتوريا نولند سخنگوی وزارت خارجه آمريکا گفت: ما به کاردار رژيم سوريه گفتيم طي72ساعت بايد ايالات متحده را ترک کند. اين اقدام در اعتراض به قتل عام پست فطرتانه در روستای حوله صورت گرفت. جايی که کودکان و زنان بيگناه توسط اوباش لباس شخصی رژيم اسد که به وسيله رژيم ايران تربيت شده و آموزش ديده اند، به قتل رسيدند. اقدامی که رژيم ايران در همين آخر هفته عملاً به آن اذعان و «افتخار» کرد. در نشست وزارت خارجه، خبرنگار سؤال کرد: شما گفتيد اوباش رژيم ايران هستند که اوباش رژيم سوريه را تربيت کرده اند، آيا می توانيد در اين رابطه بيشتر توضيح دهيد.
ويکتوريا نولند پاسخ داد: طی روزهای آخر هفته، معاون نيروی قدس (سپاه پاسداران) بود که به طور علنی می گفت آنها مفتخر هستند که نقش آموزش و کمک به نيروهای سوريه را برعهده داشته اند، و به اين توجه کنيد که اين اقدام آنها اکنون به چه صورت درآمده است. سخنگوی وزارت خارجه آمريکا اضافه کرد: از ابتدا اين بشار اسد و رژيم او بود که شبيحه، (لباس شخصيها) را به وجود آورد، که مدلی بسيار شبيه مدل بسيجيهای رژيم ايران است. يعنی عده يی را استخدام می کنند که به طور مستبدانه، به چنين شکلی خشونت تن به تن را اعمال کنند و انتقام بگيرند. اينها با دست باز و با داشتن معافيت از هرگونه مجازاتی، به اين کارهايی که اتفاق افتاد، دست می زنند.
سخنگوی وزارت خارجه آمريکا تأکيد کرد: رژيم ايران به روشنی، با آموزش و مشاوره، نظاميان رژيم اسد را پشتيبانی کرد. اما اين اوباش شبيحه، آينه همان نيرويی است که رژيم ايران استفاده کرد. بسيج و شبيحه يک چيز است و يک مدل است و به روشنی تاکتيکها و تکنيکهايی را به کار می گيرد که رژيم ايران در سرکوب حقوق مردم در ايران استفاده کرده است.

حزب دمکراتیک اهواز

سازمان عفو بین الملل در بیانیه ای، نسبت به خطر اعدام شش تن از عرب احوازی دستگیر شده توسط نیروهای امنیتی جغرافياى به نام ایران هشدار داد و گفته   است که آنها به اتهام محاربه در معرض خطر اعدام قرار دارند.

در بیانیه این سازمان، آمده است این متهمان قرار است 20 ماه می جاری در شعبه 2 دادگاه انقلاب قنيطرة(د زف ول) محاکمه شوند.

سازمان عفو بین الملل نام این افراد و مشخصات آنها را چنین اعلام کرده است: محمد علی عموری وبلاگ نویس ، رحمان عساکره دبیر شیمی ، هاشم شعبانی دبیر ، هادی راشدی دبیر ، سید جابرآلبوشوکه و برادر جوانتر او سید مختار آلبوشوکه ؛ همگی این افراد از شهر الخلفية در الاحواز هستند.

محمد علی عموری در سال 2007 در عراق بازداشت و پس از تحمل 4 سال حبس تحویل دستگاه امنیتی ایران شد و در هفت ماه نخست بازداشت به شدت تحت شکنجه قرارگرفت، هادی راشدی نیز که در 28 فوریه سال گذشته بازداشت شده بود برای مدتی در بیمارستان بستری شد. به نظر می رسد وی به دلیل بدرفتاری و شکنجه ماموران امنیتی به بیمارستان منتقل شده بود. همچنین خانواده سید جابر آلبوشوکه اعلام کرده اند فرزند آنها در زندان 10 کیلوگرم وزن کم کرده است و برادر وی مختار آلبوشوکه نیز اکنون از افسردگی و بیماری فراموشی رنج می برد.

بنا بر این بیانیه، این افراد حدود یک سال پیش بدون این که اتهام مشخصی به آن ها تفهیم شود، دستگیر شدند..

سازمان عفو بین الملل نسبت به این که این افراد در معرض شکنجه قرار گرفته اند و به شکلی عادلانه محاکمه نشوند، ابراز نگرانی کرده است.

این شش نفر ماه مارس 2011 در خانه هایشان در الخلفية واقع در الاحواز در آستانه سالگرد اعتراض های مردم عرب احواز در سال 2005 دستگیر شده اند.

بر اساس این گزارش این افراد که هم اینک در زندان کارون احواز نگهداری می شوند. دستکم چهار تن از آن ها تا هشت ماه پس از بازداشت، از حق داشتن وکیل مدافع محروم بودند.

پس از آن در دادگاه هایی که مدت زمان آن ها از پنج دقیقه تجاوز نکرد، اتهام مبهم “محاربه با خدا و فساد فی الارض” از راه “اقدام علیه امنیت ملی از راه تجمع غیر قانونی” و “تبلیغ علیه نظام” به آن ها تفهیم شد. این اتهام ها آن ها را در آستانه حکم احتمالی اعدام قرار می دهد.

سازمان عفو بین الملل از مقام های ایرانی خواسته است حقوق این افراد را رعایت کرده و بر پایه معیارهای شناخته شده بین المللی، آن ها را محاکمه کرده بدون این که حکم اعدام در حقشان صادر شود.

این بیانیه همچنین خواستار آن شده است که از شکنجه و بدرفتاری با این افراد جلوگیری شده و اجازه ارتباط منظم با وکیل مدافع به آن ها داده شود.

عفو بین الملل همچنین خواستار تضمین رسیدن کمک های پزشکی به تعدادی از آن ها که نیاز به درمان دارند شده است

نگاه یک بام ودوهوای فعالان سیاسی وحقوق بشر ایران به اعدامها
چندی قبل یکی از ایت شیطانهای ایران با اعلام حکم ارتداد خواننده ای ایرانی ساکن در المان ، موجی از اعتراضات در میان ایرانیان ساکن خارج و فعالان حقوق بشر خارج نشین وتعدادی احزاب و اپوزیسیون براه افتاد، صرف نظر از اینکه این شخص عملی انجام نداده است که مستحق تکفیری شود که در قوانین حاکم در نظام ایران حکمش اعدام است اما انچه تامل برانگیز است عکس العمل فعالان سیاسی وحقوقی خارج نشین است چرا که معمولا هر روزی که اخبار را در اینترنت مرور میکنیم  خبری جدید از دستگیریهای سیاسی و اعدامها به دلایل مختلف در ایران میخوانیم، انچه درد این اتفاقات را بیشتر میکند عکس العملی است که باید در خارج از ایران ودر میان اپوریسیون بیافتد اما نمیافتد.
وقتی مقالات اشخاصی چون گنجی وغیره  را میخوانیم که با کلمات پر طمطراق سعی در صحبت از ایران دمکراتیک در اینده میکنند در حالیکه در عمل کوچکترین واکنشی در محکومیت اعدامهای شبه روزانه در میان ملت عرب ودیگر ملتها بدست نظامی که خود را دشمن ان میپندارند نمیکنند چگونه میتوان به افکار ونیات چنین اشخاصی اعتماد کرد واین صرفه نظر از عدم اظهار ندامت از گذشته پر حوادثی که خود در این حوادث به انحاء مختلف دخیل بود، ویا کسانی چون خانم کار و عبادی که عنوان حقوقدان وفعال حقوق بشر را یدک میکشند در حالیکه از مقالات انها بوی نگاه تحقیر امیز به اقوام غیر فارس وبخصوص قوم عرب استشمام میشود، خانم عبادی که علنا وعملا این تنفر را اظهار کردند ( اظهارات ایشان در هلند در قبال حقوق اعراب در ایران ).
چند روز پیش اخباری مبنی بر احتمال اعدام 13 فعال مدنی و حقوق بشر در اهواز منتشر شد وامروز نیز 6 نفر عرب در ایران به اتهام محاربه با خطر اعدام مواجهند، همانطور که گفتم از نظامی که پایه ان بر خون بنا شده است و نه به احکام دینی که به اسم ان بنا شده حکومت میکند ونه به حقوق بشری که دنیای متمدن به ان پایبند است عمل میکند بیش از انتظاری نیست اما این جماعت پوزیسیون کجا هستند؟ چرا در قبال اعدام فاحشه های قاتل وخواننده ها و فعالان فارس هزاران بیانیه صادر میکنند اما در قبال اعدام فعالان مدنی وحقوق بشر به صرف اینکه عرب هستند سکوتی معنی دار اتخاد کردند؟ ایا این دلیل بر رضایت وحتی شادی از این عملکرد نظام در ایران نیست؟
براستی چه تفاوتی میان نظام حاکم در ایران با تمام جنایاتی که در حق ملتهای غیر فارس وبخصوص عرب انجام میدهد واپوزیسیون خارج نشین با سکوتش در قبال این جنایات واعدامها وجود دارد؟
انچه از این تضادها در میان جماعت خارج نشین استنباط میشود چیزی جز یک بام و دو هوا بودن در سخن وعمل نیست ومطمئنا این نگاه متضاد به اتفاقات تنها دلیل ان نگاه ودید فاشیستی به ملتهای غیر فارس است وتا زمانیکه چنین نگاههای به ملتهای دیگر وجود داشته باشد این فعالان بهتر است گوشه عزلت گزینند وسخنی از اینده ایران دمکراتیک نکنند چون خود بهتر از هرکسی میدانند که همانند هاون در اب کوبیدن است .
انچه واضح است صرفه نظر از مباحث حقوق سیاسی وفارغ از تمام مباحث تئوریک، صرف همین نگاه ها وعملکردهای دوگانه وفاشیستی به ملل غیر فارس وسکوت در قبال اعدام شدنها تنها بدلیل اختلاف نژادی این حق را به ملت ها میدهد که برای تعیین سرنوشت اینده خود و استقلال از جهنمی بنام ایران تلاش کنند.
ودر نهایت، بهترین جمله را در شرح حال چنین اشخاصی را مارتین لوتر کینک بیان کرده است انجا که فریاد میزند: گمان مبرید که فقط در قبال سخنانتان مسئولید بلکه بیش ازان در قبال سکوتتان انجا که باید سخن میگفتید نیز مسئولید.
علی کعبی

.

پيام پژاك به مناسبت سالگرد اعتراضات عرب احواز در آوريل 2005

سال‌هاست كه با وجود سياست‌های ملی گرايانه‌ و سركوب‌گرانه‌ی نظام جمهوری اسلامی، خلق‌های مختلف ايران در صحنه‌ی مبارزات آزادی‌خواهانه حضور فعال دارند. خلق عرب الأحواز نيز همواره با اين سياست‌های شوونيستی دولت، رويارو بوده و متحمل بزرگ‌ترين ستم‌ها گرديده است. سركوب اعتراضات و خيزش‌های عرب الأحواز در سال 2005 نمونه‌ای از برخورد غير دموكراتيك دولت ايران در قبال اين خلق است. همچنين تداوم اعدام‌ها و احكام زندان براي فعالين سياسي و فرهنگي عرب، فضای امنيتی حاكم بر الأحواز را بازتاب مي‌دهد. ما به‌عنوان حزب حيات آزاد كوردستان (پژاك) در سالگرد اعتراضات پانزدهم آوريل 2005 خلق عرب احواز، ياد همه‌ی مبارزين و قيام‌كنندگان عرب احوازی كه جان خود را در راه آزادی و دموكراسي فدا كرده‌اند، گرامي مي‌داريم و برخورد سركوب‌گرانه‌ي نيروهاي دولتي عليه قيام‌كنندگان و معترضين عرب را محكوم مي‌كنيم. شايان ذكر است كه آنچه خلق عرب احواز به اعتراض و مبارزه در مقابل آن مي‌پردازد، همان سياست‌ها و برخوردهاي سركوب‌گرانه و ملي‌گرايانه‌اي است كه عليه خلق كورد نيز اعمال مي‌شود. سياست تغيير بافت جمعيتي مناطق عرب‌نشين كه يكي از عمده دلايل خيزش‌ها و قيام‌هاي اعتراضي الأحواز بوده است، مشابه همان سياستي است كه در مناطق كوردنشين توسط نظام جمهوری عليه كوردها صورت مي‌گيرد. همچنين محروم گذاشتن خلق اين مناطق از آموزش به زبان مادري، سياست‌گذاري‌هاي اقتصادي دولت در جهت محروم‌سازي جامعه، اعدام و زنداني‌نمودن فعالين سياسي و فرهنگي و فقدان حق مديريت سياسي‌ـ فرهنگي و اقتصادي بومي براي مناطق الأحواز و شرق كوردستان، نشان مي‌دهد كه ما خلق‌هاي عرب و كورد مسائل مشترك بسياري داريم.  تبعيض و ستم ملي آشكاري كه عليه خلق‌هاي ايران و به‌ويژه خلق عرب و كورد صورت مي‌گيرد، همگي از تك‌گرايي دولت مركزي كه حاضر به قبول تنوعات فرهنگي و هويتي خلق‌هاي مختلف نيست، سرچشمه مي‌گيرد. اين نوع ديدگاه منجر به غيردموكراتيك‌ترين عملكردها عليه خلق‌هايمان شده است. با اين وجود مسئله‌ي آزادي و دموكراسي چيزي نيست كه خلق‌ها از آن چشم‌پوشي كنند. سركوب اعتراضات آوريل 2005 احواز نه‌تنها خلق عرب را از مبارزات خود بازنداشت، بلكه مصرتر نيز ساخته است. به‌ويژه در جريانات اعتراضات دموكراتيك اخيري كه عليه انتخابات فرمايشي مجلس شوراي اسلامي در مناطق احواز و سوس شاهد آن بوديم، دليلي بر اين مدعاست. از سوي ديگر در مقابل سياست‌هاي تفرقه‌ اندازانه‌ی جمهوري اسلامي كه در جهت جلوگيری از شكل‌گيري «جبهه‌ي دموكراتيك خلق‌ها» صورت گرفته است، امروزه خلق كورد و عرب و ساير خلق‌هاي ايران اعم از بلوچ، آذري و تركمن رفته‌رفته همگراتر شده و مبارزات خود را همراستا مي‌سازند. اين اتحاد و همگرايي نويدگر آن است كه اين خلق‌ها در مقابل شوونيسم ملي‌گراي مركزي، جهت دموكراتيزه كردن ايران و آزادي خلق‌ها گام‌هاي عظيم‌تري برخواهند داشت. زيرا سرنوشت خلق‌هاي ايران به‌هم گره خورده و آزادي و دموكراسي آن‌ها به‌هم وابسته است. اين مسئله به‌ويژه در قرابت‌هاي جغرافيايي و همزيستي خلق‌هايمان نمود پيدا مي‌كند و اهميتش بيش از پيش آشكار مي‌گردد.  در پايان بار ديگر سالگرد اعتراضات و خيزش‌هاي دموكراتيك خلق عرب الأحواز در آوريل 2005 را گرامي مي‌داريم و به‌عنوان پژاك خطاب به اين خلق و سازمان‌ها و احزاب مبارزش اعلان مي‌داريم كه خلق كورد و پژاك تا دست‌يابي به هدف «ايراني دموكراتيك و خلق‌هايي آزاد»، دوشادوش خلق عرب الأحواز و ساير خلق‌هاي ايران به مبارزات خود ادامه خواهد داد  كورديناسيون حزب حيات آزاد كوردستان(پژاك)  2012.4.12

حزب دمکراتیک اهواز احواز

جفری فلتمن: واشينگتن با متحدانش در منطقه برای پس زدن دخالتهای رژيم ايران، کار می کند

 جفری فلتمن معاون وزير امور خارجه آمريکا در خاورميانه بعد از گفتگوهايش با عبدربه منصور هادی رئيس جمهور جديد يمن دخالتهای و اعمال نفوذ رژيم ايران و القاعده دريمن را محکوم کرد و گفت: ”واشينگتن با صنعا و ساير متحدان خود در منطقه برای پس زدن دخالتهای رژيم ايران، کار می کند“

وی اظهار داشت ”عمليات رژيم ايران مانند القاعده است. رژيم ايران تلاش می کند از وضعيت نامعلوم و عدم رضايت در کشورهای منطقه سو استفاده کند

حزب دمكراتيك اهواز

جمعی از مردم کويت پرچم رژيم آخوندی را به آتش کشيدند به گزارش خبرگزاری فرانسه جمعی از مردم کويت در تجمعی با حضور شماری از نمايندگان پارلمان اين کشور، پرچم رژيم آخوندی را به آتش کشيدند

آنها به اين ترتيب خشم خود را از سياستهای تفرقه افکنانه و اهانت آميز رژيم آخوندی ابراز کردند

روزنامه الاهرام چاپ قاهره از کشف يک توطئه تروريستی رژيم ايران در مصر و دستگيری دوتن از عوامل اين رژيم خبر داد. بر اساس نوشته اين روزنامه، مزدوران رژيم ايران قصد انفجار يک کشتی اسراييلی در کانال سوئز را داشتند. بر اساس نتايج بازجويی از دستگيرشدگان، مأموران رژيم ايران در ازای پرداخت پنجاه ميليون ليره مصری، معادل هشت ميليون دلار، از اين دو تن خواسته بودند که اين عمليات را انجام دهند

حزب دمكراتيك اهواز

جرالد فايرستين سفير آمريکا در يمن گفت: رژيم ايران از شبه نظاميان شيعه در شمال يمن و تجزيه طلبان در جنوب اين کشور حمايت می کند. وی در مصاحبه با روزنامه «الحيات» گفت: رژيم ايران به دنبال گسترش دخالت خود در يمن و منطقه است و قصد دارد رد پايی از خود در شبه جزيره عربستان بر جای بگذارد و اين چيزی است که از سوی شورای همکاری خليج فارس يک تهديد امنيتی به حساب می آيد»